Thursday, October 27, 2005
» و انگاه ...

یه جورایی شدم ! یه جور حس بی هدفی ، مثل یه بجران شخصیت می مونه !
نخریم ! اصلا بی شخصیت نیستم ! خودم شخصیت دارم !
اما خوب ، پیش میاد که گاهی اوقات یه جور سرگردونی وجود داشته باشه ، این حالت که بخوای یه کاری رو بکنی ، قدرتش رو داشته باشی ، اما ... !
اما چی ؟! اما حس و حالشو نداشته باشی ! البته این برمیگرده  به یه مسایل دیگه ! نه اینجوریم نیست ! فکر میکنم از خوشی زیاد باشه !
چند وقته که دارم حس میکنم باید یه سری تغیرات کلی ، تو خودم بوجود بیارم ، نمیشه همیشه یکنواخت بود ، دیگه وقت این تغیرات رسیده ، اما ...
چند وقتی بود دیگه از دست از سر Download World برداشته بودم ، اصولا در این موارد من ادم بی حوصله ای هستم در این موارد ! بخاطر ضعف شدید در خارجکی صحبت کردن (!) و اینکه نمیتونم تاثیر زیادی روی بالا رفتن Visitش داشته باشم ، اما دوباره چشمه های امید در دل من زنده شد !
دوباره شروع کردم به فعالیت ، تقریبا طبق روال قبل ، ببینم چی میشه ، این دفعه دیگه به این اسونیا ولش نمیکنم ، حسابی میخوام روش کار کنم ، این چند وقت با اینکه غیر فعال بود ، اما باز هم تعداد ویزیت هاش ثابت مونده بود. پس شما دوست عزیز ، اگر سر میزنی به اون وبلاگ ، محض خالی نبودن عریضه (!) یک کلیک هم روی اون تبلیغات اون بالا بکن !
من اصولا زیاد از شعر خوشم نمیاد ، اما این چند وقته حسابی از شعر های مریم حیدرزاده ( و تا حدودی هم شاهکار بینش پژوه ) خوشم اومده ، مخصوصا دکلمه های زیبای مریم حیدرزاده .
راستی ! شنبه تو استادیوم میبینمتون ! ( سایپا – استقلال )
ارسال شده توسط Payam | نظرات ( 1 )

1 Comments:

At 10/28/2005 01:32:00 PM, <$BlogCommentAuthor$>

اينها همش تلاش بيخوده. گره اي كه در تو خورده فقط به دست يك نفر باز ميشه كه گفتمت. الكي سعي نكن با دندون بازش كني.

 

Post a Comment

<< Home